داود نوشت: November 2009 Archives

« October 2009 | Main | December 2009 »

November 14, 2009

گفت وگو با ويليام لاوري کارشناس ارشد هنر معاصر ايران، عرب و آفريقاي موسسه حراج کريستي

mir3.jpg

به نقل از سایت اعتماد


اين روزها دوبي به دروازه هنري جهان عرب تبديل شده است. از برپايي جشنواره مطرح سينمايي که بگذريم، برگزاري نمايشگاه ها و
حراجي هاي مختلف رونق خاصي به اين منطقه داده است. در اين ميان موسسه کريستي که مرکزيت آن در شهر لندن است و 243 سال
قدمت دارد، يکي از فعال ترين شعبات خود را در اين شهر مستقر کرده تا به اين ترتيب همزمان هنر کشورهاي خاورميانه، شمال آفريقا،
هند و پاکستان را به خريداران و مجموعه داران و علاقه مندان هنر عرضه کند. نکته مهم اين حراج، حضور آثار هنري ايراني است. در
حقيقت ايران و هنر معاصر آن يکي از نگين هاي درخشان اين حراج و اين دروازه هنري است. نخستين حراج کريستي در خاورميانه
آوريل 2005 برگزار شد و از آن تاريخ مجموعه يي از نفيس ترين و بهترين آثار هنري معاصر و مدرن بين المللي را ارائه داده است.

هفته گذشته هفتمين دوره اين حراج برگزار شد و شماري از هنرمندان ايراني همچون حسين زنده رودي، پرويز تناولي، افشين پيرهاشمي،
مسعود عربشاهي و... رکورد هاي قابل قبولي از خود بر جا گذاشتند. حراج روز 27 اکتبر در محل هميشگي آن واقع در برج هاي
دوقلوي امارات برپا شد، در حالي که دوبي همچنان گرم، پرحرارت و در انتظار بهتر شدن آب و هواي بد اقتصادي بود. روزهاي برپايي
حراج، آثار خستگي و بي خوابي در چهره و صداي چند نفر از بقيه بيشتر مشهود است. يکي از آنها ويليام لاوري کارشناس ارشد هنر
معاصر ايران، عرب و آفريقاي موسسه کريستي است. لاوري فارغ التحصيل تاريخ هنر اسلامي از دانشگاه ادينبورگ است و در زمان
تحصيل چندين بار به خاورميانه و ايران سفر کرده است. او از سال 2004 به دپارتمان هنر اسلامي موسسه حراج کريستي در لندن
پيوسته و اولين بار در آوريل 2005 شعبه کريستي را در دوبي تاسيس کرده است. نکته جالب در زندگي لاوري آن است که براي آشنايي
بيشتر با هنر ايراني و اسلامي يک سال در مصر اقامت گزيده و به يادگيري زبان عربي پرداخته است. علاقه او به هنر ايران و اسلام
سبب شده مدام در حال رفت و آمد از لندن به خاورميانه باشد. فرصتي دست داد تا از نزديک گفت وگويي با او ترتيب دهيم. متن اين گفت
وگو را که با همکاري عليرضا اميرحاجبي تنظيم شده در ادامه مي خوانيد.

---

-موسسه کريستي در حراج هفتم خود در دوبي اقدام به بالا بردن برآوردهاي اوليه قيمت آثار هنرمندان عرب، ترکيه و هند کرد. به اعتقاد برخي کارشناسان اين حرکت ريسک خطرناکي بود که در اين آب و هواي بد اقتصادي، برآوردهاي 300 تا 800 هزار دلاري براي آثار هنرمندان منطقه در نظر بگيريم. شما با اين نظر موافق هستيد؟

چيزي که در حراج امسال رخ داد اين بود که قيمت برخي آثار در مقايسه با سال قبل بالاتر نرفت و ثابت ماند اما قيمت آثار هنرمندان اصلي و مهم بالا رفت. در کل من فکر مي کنم بازار کمي پايين کشيد که اين محسوس بود. البته اين امر نسبت به سال 2008 قابل پيش بيني بود. بايد بگويم سياست ما در اين دوره، برگشت قيمت ها به سال هاي 2005 تا 2007 بود.

-ولي اين برگشت قيمت ها چندان موفق نبود.

من فکر مي کنم ما بايد واقعيت ها را بپذيريم. خب اين مساله نسبت به سال 2008 قابل پيش بيني بود، يعني ما ممکن نبود شاهد فروش ميلياردي چند اثر (همچون آوريل 2008) باشيم، ولي معتقدم در کل حراج موفقي داشتيم. لااقل اين حراج نسبت به حراج قبل موفق تر بود. کيفيت آثار مرتباً در حال ارتقاست که اين مساله را مي توان با مطالعه روي آنها دريافت. يادمان نرود که تمام اينها در حالي رخ مي دهد که ما از سال 2008 ميلادي شاهد بحران اقتصادي بدي هستيم. همان طور که شما اشاره کرديد اين بحران تمامي تبادلات مالي و اقتصادي دنيا را تحت تاثير قرار داده و بازار هنر هم از آن مصون نيست.

-در حراج اين دوره آثار شماري از هنرمندان خصوصاً هنرمندان ترک فروش نرفت و Unsold شد. نظرتان در اين باره چيست؟

ما در اين حراج شاهد فروش 77 درصد آثار بوديم. بنابراين تنها 23 درصد از آثار فروش نرفت و Unsold شد. ولي باز تاکيد مي کنم آثار اين فصل به لحاظ قيمت گذاري در سطح مناسب و مطلوبي قرار داشت. استانداردها واقعاً بالا رفت. براي مثال اثر افشين پيرهاشمي با قيمت فوق العاده يي به فروش رفت، يعني 140 هزار دلار. نقاشي پيرهاشمي از همان گروه نقاشي هايي بود که قيمت پايه شان با قيمت فروش رفته متفاوت بود و فاصله بسياري داشت و اين امر نکته خيلي مهمي است و نبايد به سادگي از آن بگذريم.

-به افشين پيرهاشمي اشاره کرديد. ما در اين حراج شاهد چکش خوردن اثر او به ميزان سه برابر بيشتر از برآورد اوليه (40 تا 60 هزار دلار) بوديم. نظرتان درباره اين نقاش چيست؟

پيرهاشمي با اينکه هنرمند جواني است، اما چهره يي بين المللي دارد. کيفيت آثار او در حد مطلوبي است و حتماً مي دانيد آثارش طرفداران زيادي در نقاط مختلف دنيا دارد. از اين رو زياد مايه تعجب نخواهد بود اگر اثري از اين نقاش ناگهان به سه برابر برآورد اوليه فروش برود. من فکر مي کنم پيرهاشمي پديده اين دوره حراج کريستي بود.

-به رغم برآوردهاي بالا براي آثار عرب ها، ترک ها و هندي ها در مقايسه با آثار ايراني ها، اما سرانجام ديديم آثار آنها در مرز برآورد اوليه ماند و حتي برخي از آنها هم که اصلاً به فروش نرفت. چرا برآوردهاي آثار ايراني ها را پايين گرفتيد؟

شما فکر مي کنيد اين طور بود؟ واقعاً؟، آيا فکر مي کنيد در نظر گرفتن قيمت پايه به ميران صد هزار دلار براي يک اثر ايراني پايين است؟

-خب بله، ايراني ها در تاريخ کريستي در دوبي رکورد دارند. تناولي با فروش 5/2 ميليون دلاري اثر خود هنوز رکورددار است و همين طور زنده رودي و احصايي. در حالي که امسال بالاترين برآورد اثر ايراني 180 تا 250 هزار دلار و متعلق به زنده رودي بود و اثر احمد مصطفي 600 تا 800 هزار دلار قيمت گذاري شد.

آنچه مي شود درباره اين صحبت شما گفت اين است که تمام بازار هنر خاورميانه در بخش قيمت گذاري برگشته به سال هاي 2005 ، 2006 و 2007. اما نسبت به ساير کشورها من فکر مي کنم قيمت آثار ايراني ها همچنان قوي باقي مانده. قبول دارم که قيمت پايه آثار ايراني ها از سال 2008 پايين تر بود، اما بايد بگويم در ميزان فروش تغيير قابل ملاحظه يي مشاهده نمي شود. با اينکه همچنان نوعي رکود در بازار هنر احساس مي شود، اما در بخش آثار ايراني شاهد فروش خوب آثار بوديم و قيمت ها کاملاً متوازن و متعادل است. اين نکته مهمي درباره هنر ايران است که به تعادل خوبي رسيده است.

-موسسه کريستي براي تابلوي احمد مصطفي برآورد 600 تا 800 هزار دلار را در نظر گرفت، اما گويا اين اثر نتوانست انتظار اين موسسه را در فروش فراهم آورد...

اثر احمد مصطفي به قيمت 660 هزار دلار فروش رفت که کمي بيشتر از قيمت پايه بود. با حرف شما موافقم، با اين حال اين را هم اضافه کنم که او همچنان رکورد هنر عرب را در دست دارد که من از اين بابت خوشحالم.

-معمولاً معيار شما براي انتخاب آثار در حراج چيست؟

ما معمولاً دو شيوه براي انتخاب آثار داريم؛ يک شيوه انتخاب آثار هنرمندان به اصطلاح پرطرفدار است؛ هنرمنداني که ثابت کرده اند مردم و مشتريان به خريد آثارشان تمايل دارند. در عين حال شماري از آثار را هم از ميان کارهاي هنرمنداني که پتانسيل لازم را دارند، برمي گزينيم. اين دسته از هنرمندان معمولاً آثار باکيفيتي ارائه مي دهند. بنابراين ما در حراج با ترکيبي از هنرمندان عامه پسند و نخبه پسند روبه رو هستيم و بايد هر دو دسته را هم مد نظر داشته باشيم.

-شما اولين بار در سال 2005 شعبه حراج کريستي را در دوبي تاسيس کرديد. آيا آن زمان فکر مي کرديد اين شهر بتواند در ظرف مدتي کوتاه به يکي از شعبات پراقبال و موفق موسسه کريستي تبديل شود؟

خب آن زمان حدس هايي در اين رابطه پيش خودمان مي زديم، اينکه بتوانيم شعبه موفقي داير کنيم تا بتواند به پاي شعبه هنگ کنگ برسد. اميدوار بوديم اين اتفاق در دوبي و خاورميانه بيفتد و روي همين پشتوانه، توجه مان به اين حوزه اقتصادي يعني دوبي معطوف شد. از اين رو حساب کاملاً ويژه يي روي حراج دوبي باز کرديم. حدس مي زديم شعبه يي که در اينجا افتتاح مي شود به مکاني براي ملاقات با مشتريان و برگزاري نمايشگاه هاي مختلف تبديل خواهد شد، درست مثل شعبه هاي هنگ کنگ، لندن و پاريس. به هر حال تصميم مان به سرعت عملي شد و ما با استقبال بسياري از کارشناسان مواجه شديم. همين استقبال ها به ما شجاعت داد که به ادامه کار حراج مصر و اميدوار باشيم.

-آيا از نتيجه حراج امسال راضي هستيد؟

بله، از نتيجه حراج راضي ايم. 77 درصد آثار فروش رفته که رقم قابل ملاحظه يي در شرايط فعلي است. در مجموع در اين حراج شش ميليون و 720 هزار دلار فروش داشتيم، در حالي که در حراج قبلي فروش مان چهار ميليون و760 هزار دلار بود. ما مشترياني داريم که در جست وجو و چشم انتظار آثار برجسته خاورميانه هستند.

-با توجه به اين آب و هواي بد اقتصادي، برنامه و استراتژي تان براي حراج بعدي چيست؟

ما در حراج آينده روي تقاضاي مشخص مشتريان تمرکز خواهيم کرد. اميدوارم در حراج بعدي، جسارت قيمت گذاري ها نسبت به کيفيت آثار بالاتر رود. فکر مي کنم در اين آب و هواي بد اقتصادي تنها چيزي که حراج را موفق و سرپا نگه مي دارد، کيفيت آثار است. ما در فاصله حراج قبل تا حراج اخير متوجه شديم بعضي آثار به لحاظ کيفي تغييري نکرده است و در عوض آثار تعدادي از هنرمندان کيفيت بهتري يافته که اين خود نوعي اعتماد را براي خريداران به وجود مي آورد.

Posted by davood at 2:07 AM | Comments (0)