« December 2008 | Main | February 2009 »
January 18, 2009
سومین اکسپوی هفت نگاه امسال برگزار نمیگردد.
امروز به طور رسمی از طرف گروه هفت نگاه با من تماس گرفته شد و ضمن عذر خواهی رسمی و اظهار تاسف ابه من اعلام شد که به دلیل عدم دریافت مجوز نمایشگاه امسال برگزار نمی گردد ... چند وقتی بود که این شایعه بر سر زبانها بود که دفتر هنرهای تجسمی به ریاست آقای شالوئی برای خارج کردن رقبا تمامی نمایشگاههای غیر دولتی را تحت فشار قرار داده که اکسپوی دولتی بتواند فروش بالاتری داشته باشد . برگزاری اکسپوی دولتی کاری بسیار مفید وخوب است ولی نه به قیمت به انحصار در آوردن اکسپو . بسیار جای تاسف دارد که نگاه رئیس بخش فرهنگی موزه هنرهای معاصر ایران نیز به انحصار طلبی گرویده . خدا حاضر است و زمان در گذر باید دید که کی طبل این جنگ علنی با هنر و هنرمند خاموش می گردد
Posted by davood at 1:14 PM | Comments (0)
January 17, 2009
معرفي سايت يك طراح خوش ذوق و جوان ( مهرداد فتحي ).د
View image
دوست عزيزم مهرداد فتحي بالاخره بعد از سالها سايتش رو راه اندازي كرد كه انصافا سايت ساده و خوبي هم شده كه من شخصا از طراحي سايتش هم خيلي خوشم اومد ... پيشنهاد ميكنم يك سري به سايتش بزنيد ... كارهاي خيلي خوبي در رزومه كاريش وجود دارد ... اميدوارم كه روز به روز موفق تر باشد ....
Posted by davood at 3:44 PM | Comments (0)
January 14, 2009
تکرار ابدیت در آثار تازه مریم خزاعی
![]()
مریم خزاعی ۳۰ اثر تازه خود را در گالری آریا در تهران به نمایش گذاشته است. این آثار ترکیبی از نقاشی و عکاسی شامل ۸ تابلو نقاشی و ۲۲ تابلو ترکیب عکس و نقاشی است.
تمامی این آثار در یکسال گذشته خلق شده اند. نقاشی های خانم خزاعی حال و هوای نمایشگاه قبلی اش را دارند؛ زنانی که تصویر آنها را از پشت سرشان می بینیم، در حالی که ملافه ای را به شکل آویزان به دست گرفته اند.
خانم خزاعی در باره این زن ها می گوید: "آنها در نقاشی پشت به بیننده اند، برای اینکه نمی خواستم بیننده را به فضای تابلو دعوت کنم، بلکه می خواستم بیننده را به فضای این زنان بکشانم."
وی می گوید غیبت مردان در اکثر این نقاشی ها ناشی از گرایش های فمنیستی نیست، بلکه نوع موضوعاتی که در این نقاشی به آن پرداخته شده، حضور مرد را نمی طلبیده است.
ترکیب عکس و نقاشی
عکس- نقاشی های مریم خزاعی حال و هوای مشترکی دارند. در زمینه سیاه ترکیبی از زنی که انگار با مرمر تراشیده شده با نقاشی هایی متفاوت که عکس آنها در کنار عکس زنان مرمری آمده است، دیده می شود.
خانم خزاعی می گوید تم عکس ها با یک اتفاق ساده شروع شد. "می خواستم دستمال کاغذی استفاده شده را در سطل زباله بیندازم که متوجه شدم دستمال مچاله شده شباهت عجیبی به یک زن در حالت نشسته دارد، چند عکس در حالت های مختلف از آن گرفتم و زن مرمری از آن عکس ها بیرون آمد."
او معتقد است در هنر نگاه مهم تر از تکنیک است و در ترکیب نگاه و تکنیک است که اتفاق تازه ای رخ می دهد.
لادن پارسی
به نقل از سایت بی بی سی
او در باره تکرار این زنان نشسته مرمری در عکس های مختلف می گوید آنها در حالتی ثابت اند که اتفاقات پیرامونشان در حرکت است. به گفته خانم خزاعی، تکرار آنها نشانه ای از ابدیت است.
مریم خزاعی در ۱۳۷۲ از دانشگاه الزهرا لیسانس نقاشی گرفت و پیش از آن چهار سال نزد "یعقوب عمامه پیچ" نقاش نامدار آموزش دیده بود.
وی از ۱۳۶۳ به این سو، بیش از سی نمایشگاه در داخل و خارج از ایران برگزار کرده است.
خانم خزاعی در دوازدهمین بی ینال بین المللی طراحی در کلیولند بریتانیا برنده شد. او نمایشگاهی انفرادی هم به مناسبت روز زن در مقر یونسکو (سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد) در پاریس برگزار کرده است.
خانم خزاعی همچنین در بریتانیا، بلژیک، فرانسه، فنلاند، نیویورک، کانادا و ژاپن نمایشگاه گروهی و انفرادی داشته است.
تازه ترین نمایشگاه مریم خزاعی تا پایان دی، در گالری آریا در تهران ادامه دارد.
Posted by davood at 2:19 PM | Comments (1)
January 2, 2009
ویلوننوازی در مترو
در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیهای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بیآنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسهاش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه سالهای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلونزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقهای که ویلونزن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بیآنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلونزن شد. وقتیکه ویلونزن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمیدانست که این ویلونزن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازندهی یکی از پیچیدهترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامهای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیشفروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتنپست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظهای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظهای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟
بنقل وترجمه از
Effective club
Posted by davood at 11:52 PM | Comments (5)