« November 2008 | Main | January 2009 »
December 30, 2008
در مورد مزایا و معایب حراجهای بزرگ تجسمی در چند سال اخیر در خاورمیانه و رشد کمی و کیفی هنرهای تجسمی ایران
نگاهی به وضعیت هنرمندان تجسمی ، قبل از توجه حراجی ها به آثار ایرانی
در سالهای نه چندان دور هنرمندان تجسمی ایرانی، به غیر از عده محدودی که راهی به بازارهای خارجی برای خود فراهم نموده بودند، با سختی و مشقت آثار خود را بوجود می آوردند و در بهترین شرایط 4-5 اثر خود را در هر نمایشگاه وبه قیمتی پائین میفروختند و بعد از هر نمایشگاه تعداد زیادی کار را به انبارخود باز میگرداندند . در نتیجه خیل زیادی از هنرمندان در اثر مرور زمان انبار دار کارهای خود می شدند و برای امرار معاش ناچار به کار در زمینه های دیگری همچون تدریس – تبلیغات و حتی مشاغلی بی ربط به هنرشان بودند .
فضای سالهای پیش با آن شرایط ، بستری مناسب برای رشد کیفی و کمی آثار نبود و باعث جوشش وتربیت متخصص و علاقمند در زمینه های دیگری همچون مجموعه داری و گالری داری نیز نمی گشت . تعداد محدودی گالری دار نسبتا موفق، تعداد محدودی از آثار برخی از هنرمندان را به خانه اندک مجموعه داران شخصی (ونه حرفه ای ) روانه می کردند . و این بود کل چرخه ضعیف خلق و فروش آثار هنری ایران . در این سالها چه بسیار بودند نقاشانی که به دلیل کمبودهای مالی و نداشتن امکانات رفاهی معمول مثل بیمه و ... دست از کار کشیدند و به کارهای دیگری پرداختند و هنر ایران را از کنکاشها و خلاقیتهای خود محروم نمودند .
در این سالها مسئولان هنری مملکت که کمتر به اوضاع هنر تجسمی علاقمند بودند، از سر رفع مسئولیت به شکلی نیم بند دوسالانه هایی را برگزار میکردند که ترازنامه هایشان را ببندند ودر این بین خیل هنرجویان فارغ التحصیل بعد از فراغت از دانشگاه به جمع این چرخه معیوب اضافه میگشتند .
تا اینکه حدود 7-8 سال پیش که جامعه ایرانی دوران اصلاحات پس از جنگ را میگذراند، مسئولیت هنرهای تجسمی به دستان مسئولانی دلسوز تر و صد البته آشنا تر به هنر سپرده شد . در این زمان بود که فضا برای ایجاد گروهها و تشکل های هنری باز شد و به طبع آن گالری داران نیز با انگیزه ای جدید شروع به فعالیت کردند ، رسانه ها که دوران تخصصی تری را نسبت به قبل تجربه می کردند، بستری برای اطلاع رسانی صحیح در زمینه هنر و هنرمند فراهم آوردند وبالاخره فضای مساعدی برای برگزاری نمایشگاههای هنرمندان ایرانی در گالری های خارج از ایران فراهم شد " در واقع می توان شروع توجه هنردوستان و مخاطبان هنری هنرمندان ایران را از این دوره دانست" . می توان گفت پشت سرهم قرار گرفتن تلاشها و نگاههای مثبت مجموعه ای که دلسوز هنر ایران بود، برای نخستین بار بعد از انقلاب توانست نگاه های بین المللی را به سمت هنر ایران جلب کند .
اتفاقاتی که ذکر شد زمینه ساز چرخه ای نسبتا مناسب و رو به رشد در زمینه آموزش هنر ، بازاریابی هنر ، تولید هنر ، صنایع مربوط به هنر ، پژوهش هنر ، و نهایتا بازسازی وجهه هنر وهنرمند در جامعه گردید . و محصول طبیعی اینچنین چرخه ای نوپا ، اما سالم چیزی نبود ، جز موفقیت جامعه هنری در نگاه اول و در نگاه کلان تر، فرهنگ ایرانی ...
دلایل توجه حراجی ها به هنر خاورمیانه
در طی سالهای اخیر ( حدود 20 سال گذشته) اصولا موجی جدید و سینوسی از توجه به آثار شرقی در جهان غرب بوجود آمده است و میتوان گفت که به لحاظ فرهنگی وهنری دنیای غرب بیش از هر چیز به هنر شرق به عنوان آبشخوری نسبتا بکر مینگرد که مقوله هایی متفاوت مانند جهانبینی، خودشناسی و مذهب را از دید قلم و رنگ و موم و سنگ برای عرضه دارد و اساسا این نوع نگرش ،خاص چرخه ای است مجزا از نوع غربی آن.
از لحاظ اقتصادی همانطور که در کاتالوگها و سایتهای این حراجی ها هم میتوان دید . سیاست کلی ا ین حراجی ها ایجاد چرخه فروش منطقه ای برای بخشهای مختلف جهان است ( سعی در ایجاد و فروش هنر هر منطقه در همان منطقه دارد) در واقع در نگاه کلان تر بیش از شناساندن هنر هر منطقه به جهانیان، دغدغه کسب بازارهای منطقه ای است که این حراجی ها را به گوشه کنار دنیا از جمله هنر شرق دور – هنر آمریکای جنوبی – هنر آفریقا و هنر خاورمیانه کشانده است .
شرح کوتاهی از حضور حراجی ها در منطقه خاورمیانه
همانطور که میدانیم در 2-3 سال اخیرو در راستای اهداف ذکر شده توسط حراجیهای معتبر دنیا مثل حراج کریستی – ساتبی- بونامس و ... در منطقه خاور میانه رونق چشمگیری را در زمینه فروش آثار هنری منطقه به خصوص ایران شاهد بوده ایم ، که البته بیش از هرچیز بستری مناسب برای ارائه آثار ایرانی در مقیاس جهانی را بوجود آورد که این جای بسی خوشوقتی است .
این فروش ها برا ی هنرمند ایرانی انگیزه ای برای تخیل و آفرینش بوجود آورد و بسیاری از هنرمندان که به سختی هزینه های زندگی خود را تامین میکردند ، توانستند نفسی راحت بکشند و بدون تهدید سایه فقر و عدم اطمینان از بازار فروش شروع به خلق آثار هنری نمایند . و بعد از مدتی باعث رشد چشمگیرکیفیت ، کمیت و قیمت آثار ایرانی در بازارهای خارجی والبته بازارهای داخلی شد.
شرح مزایای فروشهای اخیر در حراجی ها ؟
-بالا رفتن حجم کمی آثار ارائه شده توسط هنرمندان
- بالا رفتن حجم کیفی به لحاظ اجرائی
- ایجاد فضایی پر جنب وجوش در بین هنرمندان – گالری داران – مجموعه داران – هنرجویان - ایجاد شرایط کسب ارزش افزوده برای آثار هنری
- رونق بازار گالری داران و ایجاد فضای رقابتی و کیفی در فضای کاری آنان
- رونق گرفتن صنوف وابسته ( اعم از تولید کنندگان ، وارد کنندگان وسایل و لوازم هنری )
- ایجاد فضای مناسب برای سرمایه گذاران و حمایت کنندگان مالی ( اسپانسرینگ ) اتفاقات هنری و تجسمی
- علاقمند شدن تعداد بیشتری از مردم به نقاشی و انواع دیگر هنرهای تجسمی
شرح معایب فروشها ی اخیر در حراجی ها ؟
اگرچه حراجیها سبب بارز شدن هنر ایرانی در منطقه و در ادامه این چرخه در کل دنیا شده اند اما این پدیده نیز بنا به خاصیت، دارای معایبی می باشد. با وجود این که اکثر شرکت کنندگان این حراجیها را مجموعه داران و هنر دوستان متخصص تشکیل می دهند اما حراجی بنا به ذات ، جنسیتی متفاوت با ذات هنر دارد، در داد و ستدی که ارزش یک کالا خواه پیراهن پوسیده قلان خواننده موسیقی دهه 60 و خواه تابلویی ارزشمند از یک هنرمند برجسته، بر اساس پیشنهادات خریدارن افزوده می گردد تنها بهای معنوی اندکی از اثر هنری در نظر گرفته می شود. گرچه که قیمت پایه بر اساس سابقه هنرمندو ارزش هنری آن تعیین می گردد اما پس از بررسی آثار این حراجیها در جامعه هنری، متاسفانه شاهد آن هستیم که عواملی غیر از زبان هنری ، سابقه هنری و کیفیت تعیین کننده قیمت آثار شده اند. از دیگر معایب این گونه معاملات می توان به نکات زیر اشاره کرد:
- تقدم ملاحظات اقتصادی بر کنکاشهای هنری در آثار تعداد زیادی از هنرمندان
- از بین رفتن هویت مجرد و خاص نقاشی هنر ایرانی و تلفیق شدن آن در بستر نام هنر عربی و خاورمیانه
- ایجاد مشاغل کاذب و واسطه گریها که در میان مدت اصل سود تلاشهای هنرمندان را به جیب دلالان میریزد
- از بین رفتن شیوهای شخصی هنرمندان در میان مدت ( به علت کشش خواسته بازار هنری ) و خالی ماندن بسیاری از عرصه های پژوهشی وهنری از فعالین ( در این مورد مثال عینی که می توان بیان نمود، نمودارشدن عناصر کالیگرافی ، به ویژه عربی در نقاشی های هنرمندان امروزی ایران )- خالی شدن گنجینه ها و کلکسیون ها از بسیاری از شاهکارهای دوره های مختلف هنری ایران درست در زمانی که اکثر غیر ایرانی خریداران این حراجیها را دولتمردان کشورهای دیگر تشکیل می دهند تا بتوانند آثار ملی خود را به بالاترین قیمت خریده و به کشور خود بازگردانند، چراکه آنها می دانند با جمع آوری مجموعه های هنری ملی شان چه به لحاظ فرهنگی و چه از نظر اقتصادی خدمت بزرگی به ملیت خود نموده اند.
- ایجاد روابط پشت پرده بسیاری که خواهان رشد یا عدم رشد خارج از قاعده و استاندارد دسته ای از هنرمندان شده اند و بقیه هنرمندان را به حال خود رها کرده اند . - تهی شدن آثار از کنکاش و خلق فضاهای مطرح شخصی و ملی در دراز مدت،
ما علاوه بر بالا رفتن ارزش مادی و مقطعی هنرمان چه منافعی میتوانیم کسب کنیم ؟
ناگفته پیداست که هر دستاوردی در دنیای امروز شمشیری است دو لبه ، که مزایای بسیاری دارد و در صورت عدم استفاده صحیح عوارضی نیز با خود به ارمغان می آورد .
در این برهه زمانی به نظر می آید با استفاده از جو ایجاد شده می توان هنر ایرانی را با مدیریت صحیح از هنرهای دیگر منطقه مجرد نمود و محملی برای نشان دادن عظمت فرهنگ غنی ایرانی ایجاد کرد . طبیعتا با استفاده از این اهرم ، ما در دراز مدت بستری بزرگ وقدرتمند خواهیم داشت برای رقابت در عرصه های بین المللی ( کاری که بسیاری از فرهنگهای دنیا سالهاست که در آن سرمایه گذاری کرده اند)
مسیری که می تواند ما را به موفقیتهای بلند مدت رهنمون نماید ...
همگی میدانیم که یک جریان موفق، هیچگاه بر پایه حرکتهای فردی و گروهی ادامه حیات نمی دهد . درست است که به دلایلی که برشمردیم هنر ایران وارد مرحله جدیدی از جذب مخاطب شده است ، ولی این اتفاق مسئولیت تک تک هنرمندان ، هنردوستان ، مدیران ، گالری داران ، مجموعه داران ، منقدان، مسئولان و ... را سنگین تر می نماید و لزوم کار گروهی را بیش از پیش .
قطعا هماهنگی و باز شناسایی عوامل این صحنه هر روز برای ما مهم تر می گردد و اگر همگی بر طبق اهداف مهمی چون اعتلای هنر ایران و اعتلای وضع معیشتی هنرمندان و صنوف وابسته ، برنامه ریزی و حرکت کنیم میتوانیم این فرصت را به سکویی برای
پرش تبدیل نمائیم وآماده رشد بیش از پیش ومداوم باشیم . در این سیستم به جای گروهی یا فردی عمل کردن باید چشم به حرکتهای ملی داشته باشیم و شرایط را برای ایجاد ، نقد ، فروش ، مدیریت و بسیاری از عوامل دیگر مهیا نمائیم.
نقدی بر نگاه فعلی مسئولان و مدیران خصوصی هنر .
در حال حاضر به نظر می آید بخشی از مدیران گالریها و مجموعه داران ومدیران خصوصی بیشتر از هر چیز به سود لحظه ای خود دلبسته اند و تمام سعی خود را در رقابت با یکدیگر و بزرگ کردن ، تداوم بازار و رشد عده ای خاص مصروف میکنند .در همین حال بخشی که باید به کشف استعدادها و عرضه آنها بپردازد، بسیار کم کار تر از بخشهای دیگر عمل می نماید. از این رهگذر است که که بسیاری از هنرمندان دچار مشکل کلونینگ(همانند سازی) شده اند و طبق خواسته بازار کار عرضه میکنند .به عقیده نگارنده متاسفانه در بخش خصوصی و چه بسا در بخش دولتی ، هیچ جریان تعریف شده ای جهت کشف استعداد های هنری و عرضه آن وجود ندارد که مقبولیت بینالمللی داشته باشد. از سویی دیگر پرداختن به این مقوله مزایای بسیاری خواهد داشت که توضیح آن در مجال این مقاله نیست اما با مدیریتی صحیح می توان فراتر از فراخوانها و جشنواره ها و بینالها رفت و فرصتهای تحقیقی و آرشیوی ارزشمندی را در اختیار هنر دوستان گذاشت که این مهم تنها به دست مدیریتی هوشمند برخواهد آمد.
نقدی بر نگاه مسئولان و مدیران دولتی مرتبط با هنرهای تجسمی .
متاسفانه در سیستم مدیریت کلان و دولتی ما نیز سیاستی بلند مدت و رو به رشد وجود ندارد ، به همین دلیل است که با عوض شدن یک مدیر، تمام سیاستهای مدیر قبلی به دست فراموشی سپرده و اکثرا با نگاهی قهر آمیز به عقب رانده میشود و گاه به جای برداشتن موانع کنترلی ناکارآمد موجود و تقویت بازار داخلی و خارجی ، سعی در محدود کردن مضاعف حرکتهای خصوصی هنرمندان و گالری داران می شود. به نظر می آید مدیران دولتی اگر به جای برگزاری تعداد زیادی بینال با عناوین مختلف سعی در خرید آثار هنری کنند و محدودیتهای بی دلیل را از میان بردارند دسته زیادی از هنرمندان را دلگرم به کار می نمایند و در بلند مدت می توانند جریان هنری را مدیریت کرده ، از خروج بی رویه آثار هنری از ایران جلوگیری نمایند . ضمن اینکه با قوی کردن بنیه بازار داخلی، تضمینی برای عرضه اندام هنر ایرانی در بازار بین المللی ایجاد نمایند ( مطمئنا این دوستان که شکی در خیر خواهی آنان در مورد هنر ایران و هنرمندان ایرانی روا نیست، هدفی جز دستیابی به این مهم ندارند ).
به امید حرکتهای موفق و جمعی خانواده هنرهای تجسمی
داوود منطق
Posted by davood at 3:30 PM | Comments (2)
بعد از مدتها دوباره مجموعه ای از گرافیک محیطی شروع کردم

چند هفته پیش یکی از دوستان قدیمی و طراح صحنه و دکور ( سیامک احصائی ) به من مراجعه کرد و سفارشی جدید برام آورد که سوژه آن طراحی یک سری تابلوی گرافیکی بود که کارش تزئین یک فضای شرکت تبلیغاتی چند منظوره بود و می خواست که فضای کار گرافیک ومدرن رو القا کنه تجربه جالبی بود که دو نمونش رو اینجا براتون نمایش دادم ضمنا بقیه کارها رو در بخش پوستر های سایتم اضافه کردم که تو این سه صفحه می تونید ببینید 1 و 2 و 3
بعد از گرفتن سفارش بعد از مدتها سری به آرشیو عکاسیهای خودم کردم و باعث شد که کلی عکس خوب پیدا کنم که یک نمونش همین مجسمه اسب سوارهاست که از شهر دالیان چین عکاسی کرده بودم ... متاسفانه فضای کار تو این چند سال اخیر جوری شده که کمتر کارهایی که دوست دارم به تورم میخوره ولی ایندفعه این کار برام جذاب بود چون چیزی بین فتو مونتاژ و نقاشی و عکاسی بود .
Posted by davood at 3:08 PM | Comments (1)
December 1, 2008
نکته جالب توجه نمایشگاه پیر برنارد در خانه هنرمندان
![]()
![]()
چند روز پیش موفق شدم نمایشگاه پیر برنارد در خانه هنرمندان را ببینم به غیر از نکات جذاب طراحی و موضوعی چیزی که برایم جذاب بود ابعاد این کارها ست . ابعاد بزرگ کارها گیرایی این آثار را چند برابر کرده بود و یاد آور این نکته بود که این پوسترها حتما جای مناسبی برای نصب داشته اند، چیزی که در کشور ما برای یک پوستر به ندرت پیدا میشود . یعنی عملا ما در بزرگترین حالت از ابعاد 100*70 استفاده میکنیم که تازه معمولا جایی برای نصب آنها به جز نمایشگاهها یافت نمیشود . ضمن اینکه ما اصولا مثلا برای یک سوژه فرضا هنری مثل پوستر فیلم به دلیل محدود بودن مخاطب معمولا سراغ ابعاد بزرگ که هزینه زیادی در تیراژ پائین دارد نمیرویم . خلاصه اینکه با دیدن این پوسترها ناخودآکاه دوست داشتم که از آدمهای در کنار کارها عکاسی کنم که به راحتی میشد آدمها را در این تصاویر بزرگ لی آوت کرد ، یعنی این کارها به دلیل ابعادشان نه تنها با حضور آدمها ماسکه نمیشدند بلکه بیشتر جلب توجه میکردند.
این هم اندر مزایای کار گرافیک در ایران ( همینجوری
Posted by davood at 1:39 AM | Comments (1)