داود نوشت: June 2008 Archives

« May 2008 | Main | July 2008 »

June 27, 2008

هشتاد میلیون دلار برای تابلویی از مونه


به نقل از سایت فارسی بی بی سی
اندازه برکه نیلوفرهای آبی حدود دو متر در یک متر است
تابلویی از کلود مونه در حراجی کریستی در لندن به قيمتی حدود 80 میلیون دلار فروخته شد. اين بالاترين رقمی است که تاکنون برای اثری از مونه پرداخت شده است.
حراجی کریستی تخمین زده بود که تابلوی "برکه نیلوفرهای آبی" حدود 47 میلیون دلار فروخته شود. هویت خریدار اين اثر اعلام نشده است.

اين نقاشی در سال 1919 در ژیورنی فرانسه کشیده شده و در هشتاد سال گذشته فقط يکبار به نمایش عمومی در آمده است.

پیش از این، رکورد گرانترین اثر مونه متعلق به تابلوی "پل قطار آرژنتوی" بود که ماه گذشته حدود 41 میلیون دلار فروخته شده بود. اين تابلو در سال 1873 کشیده شده است.

مونه پیش از برکه نیلوفرهای آبی، تابلوهای ديگری با سوژه نیلوفر آبی در اندازه های کوچکتر رسم کرده بود.

این نقاشی ها به "چشم اندازهای آبی" مشهورند. اندازه اين نقاشی رنگ و روغن ، حدود دو متر در یک متر است.

از سه تابلوی ديگر مونه که شباهت به برکه نیلوفرهای آبی دارد، يکی در موزه متروپولیتن نیویورک، يکی از میان دو نیم شده و سومی در يک مجموعه شخصی است.

در اين حراج آثار نقاشان ديگری چون پابلو پیکاسو، آنری ماتیس و ادگار دگا نیز به فروش رفت و در مجموع 34 اثر هنری به قيمت 1.9 میلیون دلار فروخته شد که عایدی حراجی کرسیتی 283 میلیون دلار بود.

کلود مونه ( 1926-1840) از مشهور ترين نقاشان قرن نوزدهم فرانسه و از پایه گذاران جنبش امپرسيونيسم است. جنبشی که هسته اولیه آن را کسانی چون مانه، رنوار، دگا، پيسارو، مونه و سزان به قصد مقابله با سبک رمانتيسم و نقاشی آکادميک پایه گذاشتند.

امپرسيونيست عنوانی توهين آميز بود که نقاشان قديمی تر به نوگرايان داده بودند.

Posted by davood at 3:57 PM | Comments (0)

June 23, 2008

باب دیلن، نقاش لحظه‌های روزمره


به نقل از بخش فارسی سایت بی بی سی
اگر باب دیلن را تا کنون به عنوان ترانه‌سرا، آوازخوان، موسیقی دان، بازیگر، کارگردان سینما، گوینده رادیو و شاعری خلاق با شهرتی جهانی می شناختیم، اکنون باید او را نقاشی با ذوق هم بدانیم.
دیلن ۶۷ ساله که همواره در جست و جوی ابزاری تازه برای بیان درک خود از هستی بوده است، این بار به جای کلمات از خط و طرح و آبرنگ و گوآش کمک گرفته و زندگی را از منظر نقش و رنگ نشان می دهد.

از چهاردهم ژوئن، مجموعه‌ای شامل ۳۰۰ نقاشی از آثار این هنرمند با نام Drawn Blank Series در گالری هالسیون، از معتبرترین گالریهای لندن، به تماشا گذاشته شده است.

دوستداران دیلن همچنین می توانند از فروشگاه کوچکی در جنب این نمایشگاه، نسخه های چاپی گزیده ای از نقاشی ها او را که نام دیلن به دستخط خود او بر آنها دیده می شود، با قیمتی کم و بیش معقول خریداری کنند.

مجموعه

باب دیلن فرآگیری نقاشی را به طور جدی و پی گیرانه در دهه ۱۹۶۰ آغاز کرد. اما تابلوهایی که در این نمایشگاه جمع آمده، بر اساس طرحهایی است که او در فاصله سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ طی سفرهای دور و درازش برای اجرای برنامه کشیده است. طرحهای اولیه این نقاشی‌ها در سال ۱۹۹۴ در قالب کتابی با عنوان Drawn Blank منتشر شد. البته این عبارت که عنوان نمایشگاه حاضر نیز هست نباید باعث شود که بازدیدکننده در انتظار دیدن پرده هایی خالی باشد. چرا که باب دیلن خلا سفید هر پرده را با نقشهای مختلفی از پرتره و اندام برهنه گرفته تا مناظر شهری، طبیعت بیجان و فضاهای درونی پر کرده است.

این مجموعه پیش از این در موزه ای در شهر کمنیتس آلمان هم به نمایش گذاشته شده و دیلن در اصل به تشویق یک مدیر گالری در آلمان متقاعد شد با اضافه کردن عنصر رنگ به طرحهای ساده خود، آنها را در قالب نمایشگاهی کامل عرضه کند.

ارزیابی‌ها

واکنش منتقدان به این نقاشی ها کم و بیش مثبت بوده است و نمونه هایی از آنها را "عالی" و بویژه از نظر بکار گیری رنگهای زنده و گیرا قابل مقایسه با کار نقاشانی چون ونسان ون گوگ و استادان سبک امپرسیونیسم خوانده اند. دیلن از نظر سوژه و بخصوص انتخاب صحنه هایی از زندگی روزمره آدمها و ثبت تاثیرگذار این لحظه ها با نقاشان بزرگی چون ادگار دگا و تولوز لوترک مقایسه شده است.
با این حال آن طور که از واکنش اغلب بازدیدکنندگان برمی آید، به نظر نمی رسد که کشیدن پرتره نقطه قوت هنرنمایی دیلن در نقاشی باشد. منتقدان بعضی از آثار او را زمخت و ناشیانه خوانده اند و در نگاه تماشاگر عادی، این زمختی بیش از هر چیز در پرتره‌های او به چشم می آید. نمونه ای از این دست، نقاشی "دو خواهر" است که اکثر بازدیدکنندگان چند ثانیه ای بیشتر در برابر آن درنگ نمی کنند.

یکی ازمنتقدان گفته است دیلن نقاش بزرگی نیست اما معدودی از آثارش "خیره کننده" است و حتی در نقاشی‌های بشدت ناشیانه او، عنصری رام نشدنی و جسورانه دیده می شود که آنها را جذاب می کند.

ویژگیهای سبک

باب دیلن هم مانند اندی وارهول، نقاش معاصر و بلندآوازه آمریکایی، بعضی از نقاشی‌هایش را با رنگ آمیزیهای مختلف در نمونه های متعدد ارائه کرده است. در مورد این شیوه کار دیلن گفته شده همان طور که او بعضی از ترانه های قدیمی اش را بازآفرینی و به شکلی متفاوت از نو اجرا می کند، تصویر را هم با رنگ آمیزی‌های مختلف ارائه می دهد تا تاثیر رنگ را بر صحنه و بر حس متفاوتی که هر بار در بیننده پدید می آورد، بسنجد.

به عنوان مثال، نقاشی "خطوط آهن" او که از بهترین کارهایش در این مجموعه به شمار می رود با چهار رنگ آمیزی متفاوت ارائه شده است. دیلن که به گواهی طرحهای زیادی که از فضای درونی هتلها کشیده، عمری را در سفر گذرانده، درباره این نقاشی گفته است: "من از اولین سالهای زندگیم قطارها را دیده و صدای آنها را شنیده بودم... سوت قطاری که به حرکت درآمده و دور می‌شد، نوعی احساس آسودگی در من بوجود می آورد. انگار هیچ چیز کم و کسر نبود، انگار بر زمینی محکم و استوار ایستاده بودم و هیچ خطر جدی در کمینم نبود و همه چیز روبراه بود."

اما مهم ترین خصوصیت آثار دیلن که شاید تماشای آنها را برای بیننده فراموش نشدنی کند، نگاه او به صحنه‌های پیش پاافتاده و گذرای زندگی روزمره و "دلبستگی" نهانی او به این زندگی است که خود را از ورای خطوط کج و معوج و رنگهای روشن و شاد مناظر شهری یا هم‌نشینی اشیای مانوس در فضایی بسته نشان می دهد.

نمونه ای از این دست، تابلوی "بعدازظهر یکشنبه" است که در آن زمینی پوشیده از علف، درختی نه چندان پربرگ، آسمانی فیروزه ای و نمایی از دریا و قایقهای دور و نزدیک رخوت یک روز تعطیل را در خاطر زنده می کند. منتقدی گفته است که دیلن در به کارگیری رنگ، شاعرانگی "ماتیس گونه" دارد (اشاره به هنری ماتیس، نقاش فرانسوی) و نمایشگاهش مدیحه ای در ستایش "شیرینی زندگی معمولی" است.

پیشینه

باب دیلن که گفته است هنگام نقاشی کردن گذشت زمان را به هیچ رو حس نمی کند، این هنر را نخست از یک استاد روسی فرا گرفت. او بعد از تصادفی با موتورسیکلت، پی گیرانه و با صرف وقت فراوان به فراگیری اصول نقاشی روی آورد. بعضی از تاثیرپذیری عمیق او از آثار نقاشان معاصر بویژه استادان اولین دهه های قرن بیستم سخن گفته اند، اما دیلن خود معتقد است که اگر شباهتی میان آثار او و آفریده های نقاشان دیگر دیده می شود، امری اتفاقی است و به طور غریزی پیش آمده است. او معتقد است که نقاشی چشم را بینا و نگاه را شفاف می کند و به آشفتگی دنیای پیرامون سامان می بخشد.

نمایشگاه نقاشی های باب دیلن تا روز سیزدهم ژوئیه در لندن بر پاست.

Posted by davood at 3:23 PM | Comments (0)

June 17, 2008

موفقیتی دیگر برای هنر ویدئو آرت ایران و فریده شاهسوارانی

14.jpg
مرکز تحقیقات و اطلاع رسانی هنرهای رسانه ای و فرهنگی مسکو که تحت عنوان " کارگاه های رسانه ای " در زمینه هنرهای
پیشرو ، از سال 2000 بصورت بخش دائمی و رسمی در فستیوال فیلم مسکو فعال می باشد ، در سال 2008 موضوع کار خود را "مصرف گرایی" قرار داده و با عنوان " ما همه مصرف کننده ایم " از ماهها پیش پذیرای تعداد زیادی آثار خاص در ژانر "ویدئو آرت" از سراسر جهان بوده است .
در این میان ویدئو آرت "نوشتم ، خواندی "اثر فریده شاهسوارانی هنرمند و عضو هیئت علمی دانشکده معماری دانشگاه آزاد اسلامی
از طرف هیئت داوران این بخش جشنواره فیلم مسکو ، به عنوان منتخب جایزه سال 2008 برگزیده گردیده است .
ممکن است نام فریده شاهسوارانی را همگان به خاطر نیاورند ولی هر کسی که یکبار به خانه هنرمندان ایران رفته باشد . اثری زیبا
که در طبقه اول خانه هنرمندان قرار دارد واز تکه های شیشه ای معلق در بین زمین آسمان ساخته شده را به خاطر می آورد .
http://mediaforum.mediaartlab.ru

Posted by davood at 9:40 AM | Comments (0)

June 15, 2008

نگاهي به نمايشگاه بزرگ نقاشي در خانه هنرمندان ايران

20080610053541IMG_7028.jpg
به نقل از سایت خانه هنرمندان ایران
اين کپي مترقي که همچون اسلاف اصلي اش پس از تثبيت جايگاه اقتصادي خود، چند سالي است که در حوزه فرهنگ نيز فعال شده است از برگزاري کنسرت‌هاي موسيقي روز آمريکايي و آسيايي تا جشنواره فيلم دبي که مي‌خواهد جشنواره فيلم کن و مراسم اسکار را در يک جزيره هفتاد و دوملت ارايه دهد.

البته که در رويکرد کارگزاران فرهنگي دبي به وزنه دادوستدهاي اقتصادي مي‌چربد، اما همين تحرک فرهنگي با موتور اقتصادي اش رونقي به عرصه‌هاي فرهنگي داده است. نقاشي از ديگر حوزه‌هاي فرهنگي است که طي چند سال اخير مورد توجه قرار گرفته و در اين ميان حراج کريستي تبديل به پايگاهي شده براي خريد و فروش آثار هنري از اندي وار هول تا پرويز تناولي.

دست بر قضا دبي جزيره‌اي است در همسايگي ما و بادهاي اين جزيره در کشورما نيز وزيدن گرفته و آثار هنرهاي تجسمي ايراني را به سمت خود کشيده است و آثار هنرمندان گاه منزوي ايراني در حراج کريستي نيک درخشيده‌اند. ارقام بي سابقه‌اي که طي دو ساله اخير اثار هنري ايراني از آن خود کرده‌اند به هنرمندان ايراني يادآوري کرده است که هنر فقط هنر نيست اقتصاد و بازار هم هست آن هم در سطح حرفه‌اي اقتصاد هنر.

انجمن هنرمندان نقاش به درستي و به موقع فرصت پيش آمده را مغتنم شمرد و ظرف کمتر از يکسال دو نمايشگاه گروهي را با حضور اعضاي انجمن در مجموعه فرهنگي- تاريخي سعدآباد و خانه ي هنرمندان ايران برگزار کرد. آنچه در پي مي‌آيد گزارشي است از نظرات برگزارکنندگان «نمايشگاه بزرگ نقاشي» انجمن هنرمندان نقاش که از تاريخ 28 ارديبهشت ماه تا 12 خردادماه در خانه هنرمندان ايران برپا بود.

نمايشگاه بزرگ نقاشي با حضور شهردار تهران دکتر محمدباقر قاليباف افتتاح شد.

شهردار تهران بر حمايت هنر و هنرمندان ايراني تاکيد کرد و هنر را عرصه‌اي عالي و مناسب براي معرفي فرهنگ ايراني اسلامي‌دانست. همچنين دراقدامي‌بي سابقه مبلغ يک ميليارد ريال از بودجه شهرداري را به خريد تابلو از اين نمايشگاه اختصاص داد.

معصومه مظفري رييس هيات مديره درباره انگيزه و شرايط برگزاري اين نمايشگاه گفت: با توجه به تجربه موفقي که از برگزاري چنين نمايشگاهي در سعدآباد داشتيم و با پيشنهاد دکتر مجيد جوزاني مدير عامل خانه ي هنرمندان ايران مبني بر برگزاري نمايشگاه تصميم گرفتيم، دومين نمايشگاه بزرگ انجمن هنرمندان نقاش را درخانه ي هنرمندان ايران برگزار کنيم و هدف اصلي‌مان از برگزاري هر دو نمايشگاه اختصاص بخشي از فروش تابلوها به خريد خانه انجمن هنرمندان نقاش بود که خوشبختانه با موفق بودن دو نمايشگاه بخشي از بودجه خريد خانه فراهم شده است.

در اين نمايشگاه صدو هشتاد هنرمند با بيش از دويست و پنجاه اثر شرکت کردند که از اين تعداد صدو بيست اثر از نود هنرمند فروخته شد.

مظفري برگزاري حراج کريستي را بر رونق و موفق بودن اين نمايشگاه موثر دانست و گفت: حراج کريستي بر افزايش قيمت تابلوها و فروش آنها تاثير داشت اما به نظرم اتفاق مهم اين نمايشگاه باور کردن توانايي نقاشان براي متکي بودن برخود بود، با اين شناخت مي‌بايست برگزاري چنين نمايشگاه‌هايي را تداوم داد، تا بتوان به نتايج بهتر دست يافت و وضعيت با ثباتي را در ميان نقاشان و هنر نقاشي کشور ايجاد کرد.

محمدرضا فيروزه‌اي عضو شوراي عالي خانه ي هنرمندان ايران و مدير نگارخانه‌هاي خانه ي هنرمندان ايران درباره نقاشان حاضر در اين نمايشگاه گفت: گستردگي اين نمايشگاه سبب تنوع آثار شد و همچنين اين امکان را فراهم آورد تا نقاشان حداقل سه نسل، کارهايشان در کنار يکديگر قرار گيرد و ديده شوند.

همچنين تنوع آثار سلايق گوناگون مخاطبان را پاسخ مي‌دهد. از سوي ديگر هيجان و انگيزه خاصي را براي هنرمندان نقاش ايجاد مي‌کند تا آثار خود را به بهترين وجه ارايه دهند.

فيروزه‌اي برگزاري حراج کريستي را بر فروش نمايشگاه نقاشي موثر دانست وگفت: تا آنجا که اطلاع دارم برخي خريدارهاي اين نمايشگاه آثاري را خريده اند که در حراج کريستي بازار خوبي دارد و تاثير حراج کريستي باعث شده تا قيمت تابلوهاي نقاشي طي دو سال اخير افزايش قابل توجهي يابد، البته حراج کريستي مشکلي را نيز ايجاد کرده و آن غلبه يک نوع سليقه خاص است که به نقاشي خط گرايش دارد و تعميم اين سليقه واحد، مضراتي خواهد داشت و ممکن است کارها يکنواخت شوند.

بايد در نظر داشته باشيم که حراج کريستي در درجه اول بازار است و تنها جنبه هنري را معيار اصلي خود قرار نمي‌دهد. با اين حال نکته مثبت اين حراج رونق اقتصادي هنر در حوزه نقاشي است و با برگزاري نمايشگاه منظم و مداوم در ايران نيز مي‌توان سلايق متنوعي را ايجاد کرد که مسلتزم برنامه ريزي دقيق و بلند مدت است.

داوود منطق از نقاشان حاضر در نمايشگاه بزرگ نقاشي که چهار تابلوي نقاشي او فروش رفت درباره تاثير اطلاع رساني در جذب مخاطبان نمايشگاه نقاشي گفت: عموما درايران فرآيند تبليغ اثر هنري کمتر اتفاق مي‌افتد به همين دليل زماني که نمايشگاه نقاشي به صورت انفرادي برگزار مي‌شود مورد توجه رسانه‌ها قرار نمي‌گيرد اما وقتي حرکت جمعي شکل مي‌گيرد و نمايشگاه گروهي برگزار مي‌شود رسانه ها توجه نشان مي‌دهند و انعکاس چنين رخدادهايي سبب مي‌شود تا مخاطبان گسترده اي از برگزاري نمايشگاه گروهي مطلع شوند.«نمايشگاه بزرگ نقاشي» نيز از چنين ويژگي برخوردار بود. در چنين فضايي مخاطبان و نقاشان در ارتباطي نزديک قرار مي‌گيرند و رو در رو از نظرات و ايده‌هاي هم مطلع مي‌شوند.

منطق همچنين درباره موفقيت اين نمايشگاه گفت:در نمايشگاه بزرگ نقاشي خريداران با تنوع گسترده اي از آثار روبرو بود و همچنين کيفيت اغلب تابلوهاي حاضر در نمايشگاه از کيفيت بالايي برخوردار بودند.

از سوي ديگر خريداران اين نمايشگاه معمولا خريداراني حرفه اي بودند که از چند زاويه به هر اثر توجه داشتند.

البته در اين بين بازار خارجي آثار نيز در انتخاب خريداران موثر بود و آثاري بيشتر مورد توجه قرار گرفت که خصوصيات فرهنگ ايراني در خود داشتند و به همين دليل در کشورهاي خارجي مورد توجه قرار مي‌گيرند، البته جنبه‌هاي تکنيکي هر تابلو در انتخاب شدن توسط خريدار حرفه اي تاثير تعيين کننده اي دارد.

داوود منطق درباره تجربه شخصي خود از حضور در نمايشگاه بزرگ نقاشي گفت: در اين نمايشگاه به عنوان اعضاي انجمن هنرمندان نقاش استراتژي جمعي داشتيم که به نتيجه اي خوب منجر شد.

با نقاشاني که اسمشان را مي‌دانستم آشنا و از تجربيات هم آگاه شديم، از همه مهمتر اينکه توانستم به شکل عيني جايگاه خود را بشناسم و نقاط ضعف و قوت خود را بدانم.

فريدون اميدي که با فروش شش اثر رکوددار فروش در نمايشگاه بزرگ نقاشي است درباره استقبال از آثار انتزاعي در اين نمايشگاه گفت: فکر مي‌کنم در اين نمايشگاه خريداران آثار انتزاعي و کاليگرافي بيشتر شده بود و از اين نوع کارها بيشتر استقبال شد. تنوع و کيفيت آثار در نمايشگاه بزرگ نقاشي بالا بود و تابلوها به خوبي نصب و عرضه شدند.

البته حراج کريستي دبي در رونق و موقعيت اين نمايشگاه بي تاثير نبود و موقعيت مناسبي را براي آثار نقاشي ايجاد کرد.

منصور طبيب‌زاده نقاش و مجسمه ساز که در اين نمايشگاه دو مجسمه و دو تابلو نقاشي‌اش به فروش رفت در مورد اهميت مقوله اقتصاد هنر در برگزاري اين نمايشگاه گفت: از مقولاتي که معمولا در کشور ما مغفول مانده مقوله اقتصاد هنردر حوزه نظري و عمل است که برگزاري و موفقيت اين نمايشگاه اهميت اين مقوله را دوباره به ما يادآوري کرد.

نقدينگي در کشور ما بالاست و آثار هنري موقعيت امني براي سرمايه گذاري ايجاد مي‌کند و برگزاري چنين نمايشگاه‌ها فضاي لازم براي اين نوع از مبادلات اقتصادي _ فرهنگي را فراهم مي‌کند.

با توجه به اين زمينه اقتصاددانان و هنرمندان آشنا به اقتصاد مي‌بايست به مبحث اقتصاد هنر به شکل جدي تري بپردازند.

طبيب زاده درباره تاثير نمايشگاه کريستي گفت: انعکاس خبري گسترده حراج کريستي بر جريان امروز نقاشي ايران موثر بود. البته بايد در نظر داشت حراج‌هاي مانند کريستي مناسبات خاص خود را دارد اما چنين حراج‌هايي ملاک هنري محسوب نمي‌شوند و ارزيابي هنري آثار شرايط خاصي را مي‌طلبد.

صداقت جباري هم موفقيت نمايشگاه بزرگ نقاشي را از آن کل جامعه نقاشان ايران دانست و گفت: اتفاق مهم اين نمايشگاه آگاهي يافتن مخاطبان ايراني از معدل کمي‌و کيفي نقاشي امروز ايران است از سوي ديگر هنرمندان نيز از روند هنري خود آگاه تر مي‌شوند و هر هنرمندي بهتر مي‌تواند مسير تعالي هنر خود را طي کند.

جباري درباره آثار موفق در نمايشگاه‌هاي خارج از کشور گفت: معمولا آثاري بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرند که با کيفيت هنري بالايي از عناصر بومي‌و ملي بهره برده‌اند.

Posted by davood at 10:48 AM | Comments (1)