داود نوشت: هیاهوی بسیار برای اثبات هیچ

« فراخوان مسابقه ی ۵۰ در ۷۰ | Main | پنجمین جشنواره ی بین المللی بسم ا... فراخوان خود را منتشر کرد. »

March 4, 2008

هیاهوی بسیار برای اثبات هیچ

حدودا 15 سال میشود که در حال آموختن و آموزش دنیای تصویر هستم و از بسیاری از
دوستان نقاش ، گرافیک دیزاینر ، معمار ، فیلم ساز و ... به طور مستقیم و غیره مستقیم
آموخته ام .
در این 15 سال ، که نه کم است و نه آنقدر زیاد که خود را استاد و کارهای خود را بی عیب و نقص بدانم ، همیشه سعی کرده ام که به شیوه نگاهی دلبسته نشوم و چشمم را بر روی تنوع آثار و نگاهها نبندم .
هر گاه که در حیطه نقاشی و گرافیک در جایگاه معلم بوده ام نیز سعی داشته ام به شاگردانم این نکته را گوشزد کنم که ، به تعداد آدمهای روی این کره نگاه و نظر وجود دارد و همگی محترم هستند و ما باید با یاد گرفتن از دیگران به نگاه شخصی خود برسیم تا بتوانیم سنگینی مسئولیت داشتن نام هنرمند را تاب بیاوریم .

ولی متاسفانه از همان سالهای اولیه کار در این حیطه، متوجه این نکته منفی در جامعه هنری مملکت شدم ، که تفاوت بین نقد علمی و نقد سلیقه ای و احساساتی در بین خیل عظیمی ازهنرمندان ومنقدان ما مشخص نیست . ومعدودند منقدانی که آثار تجسمی را نه بر حسب سلیقه و دسته بندیهای گروهی ، بلکه بر پایه علم وتحقیق دقیق نقد می کنند .

و جالب تر آن است که گه گاه می بینم دانشجویی که در اواسط ترم اول است بدون داشتن سواد لازم برای نقد، استادی 30 ساله را به نقدی احساساتی می کشد و گه گاه محدوده ادب و نزاکت را هم پشت سر می گذارد . مطمئنا این نوع نقد نه باعث رشد نقاد می شود و نه باعث رشد نقد شونده .
سالها ست که میبینم منقدین و حتی اساتید نقاشی این مملکت اگر که خود شیفته کار فیگوراتیو هستند ، به یکسره همه کارهایی که بیشتر مایه های تجریدی دارند را به سخره می گیرند و بالعکس .( بدون آنکه دلایلی آموزنده را بر شمرند ).
در حیطه گرافیک هم جنگی بی دلیل بین دسته طراحانی که خود را وامدار
دسته طراحان هنری میدانند و دسته دیگری که بیشتر خود را طراح تبلیغاتی و یا صنعتی میدانند در گرفته است و کافی است که نقدهای بعضی از این دوستان را مطالعه کنید تا ببینید در طول یکسال چند بار تغییر عقیده می دهند وحتی چند بار نظریات خود را به کل نقض می کنند .
دوستان عزیز هنرمند ، هنردوست و نقاد . کافی است همگی یکبار به ساده ترین تعاریف هنر بر گردیم و نگاهی مجدد به آنها بیندازیم .
همانطور که قرار نیست موسیقی شجریان با موزیک متالیکا و یا بتهون و یا .... مقایسه شود ، قرار نیست همه سلیقه های طراحان با سلیقه عمومی و گه گاه مد شده امروز و فردا مقایسه شود .

بسیار می بینم که مثلا سعی میشود بین گرافیک من نوعی که گرافیکی بیشتر وابسته به عکاسی دارم و فلان استاد گرافیک که نگاهش بیشتر معطوف به موتیف ها و لوگو تایپهاست مقایسه صورت بگیرد . که اساسا این مقایسه اشتباه است. دقیقا همان قدر اشتباه و مضحک که اگر بخواهیم در یک مسابقه موزیک نصرت فاتح علی خان را با امینم و پاگانینی مقایسه کنیم و به یکی از این سه جایزه بهترین بدهیم .

جالب تر است ، اگر که دقت کنیم ما چقدر در ابعاد اجتماعی نقد های عجیب از هم می کنیم و تنها مردمی در جهان هستیم که نیمی از مردم می خواهند رئیس جمهور شوند .
بهتر است ما که خودرا قشر تحصیل کرده جامعه می دانیم، ابتدا یاد بگیریم فارغ از دسته بندیها و احساساتی گریها همدیگر رانقد کنیم تا با نهادینه شدن این نگاه، کم کم بتوانیم امید به داشتن جامعه ا ی بالغ تر داشته باشیم .


در پایان معتقدم بسیاری از نقدهای هنری جامعه هنری ما متاسفانه بیشتر" هیاهویی است برای اثبات هیچ" که گه گاه این هیچ، مفاهیمی جدید به خود نیز میگیرد .
به امید موفقیت تک تک آنان که سعی میکنند خود باشند و دنیای تصویر خود را عرضه کنند .


Posted by davood at March 4, 2008 1:01 PM

Trackback Pings

TrackBack URL for this entry:
http://weblog.mantegh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/59

Comments

در مورد صحبتهای شما باید بگویم که متاسفانه اکثر ما در حال نقد همدیگریم بدون اینکه بدانیم از نقد هم چه می خواهیم وتنها در پی این هستیم که بگوئیم چرا فلان کار را فلانی انجام داد و اگه من انجام می دادم بهتر کار میکردم .
با نظر شما کاملا موافقم

Posted by: محمد at March 4, 2008 1:36 PM

مگه در ایران ما نقد هم داریم؟!!نکنه منظورتون همون بازی بچه گانه و قدیمی ((مال من از همه بهتر ه))است که در همه زمینه ها داره فریاد می کنه

Posted by: نازنین at April 14, 2008 1:43 AM

Post a comment




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)