May 28, 2010

شهروند - تورنتو - کانادا
داود منطق
اشاره: شهروند در نظر دارد مجموعه گفت وگوهایی را با هنرمندان داخل کشور ترتیب دهد تا بدینوسیله هم ما دور ماندگان از وطن با آنها آشنا شویم و هم آنها بدانند که پاره ی دیگرشان در بیرون از ایران با آنها بیگانه نیست و می خواهد که آنها را بشناسد و کارهایشان را دنبال کند.
داود منطق هنرمند نقاش که در این یک ساله ی اخیر به خارج کشور مهاجرت کرده و در تورنتو به سر می برد، این امر را برعهده گرفته است. در اولین سری از این گفت وگوها، با سعید رفیعی مقدم، هنرمند نقاش آشنا شدیم. در این شماره گفت وگو با هنرمند گرافیست 33 ساله، سیاوش فانی را می خوانید.
شهروند
سیاوش فانی، متولد 1356 تهران، کارشناسی ارتباط تصویری گرافیک از دانشکده هنر و معماری، کارشناسی ارشد ارتباط تصویری از دانشکده هنر و معماری، عضو مجمع طراحان بین المللی گرافیک و عضو فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران است. او همزمان در آتلیه شخصی و دانشگاه کار و تدریس می کند. از وب سایت او Artfani.com دیدن کنید.
آقای فانی از آشنایی، علاقمندی و طی مسیر خود تا به امروز، در زمینه گرافیک بفرمایید.
ـ اولین یادآوری درس نقاشی کلاس ششم بود. روزی که به دلیل یک نقاشی بد از سوی معلم مورد مواخذه قرار گرفتم تا جایی که آقای معلم هنر، نقاشی را مچاله و دستور بلعیدن آن را به من داد. آن روزها کلاس نقاشی درسی وحشتناک بود. همیشه به رشته برق و الکترونیک علاقه داشتم، ولی به صورتی اتفاقی وارد هنرستان گرافیک شدم. آن روزها گرافیک هنوز خیلی شناخته شده نبود وگاهی به شوخی با ترافیک مطرح می شد. روزهای هنرستان به سختی می گذشت؛ تجدیدهای ثلث اول ثلث دوم و ثلث سوم … تداوم بخش این سختی در سال اول با یازده تجدید آغاز شد و در سال های پایانی که کمی علاقه مندی ام بیشتر شده بود، با 4 تجدید دوران هنرستان را به پایان بردم.
لطفا برای خواندن ادامهی مطلب كليك كنيد
Posted at 1:20 AM | comments [0]
May 20, 2010
![]()
جعفر پناهی، فيلمساز برجسته ايرانی که هفته هاست در بازداشت به سر می برد، از روز يکشنبه ۲۶ ارديبهشت در اعتراض به وضعيت خود دست به اعتصاب غذا زده است؛ وضعيتی که در توصيفش نوشته است: "صبح روز يکشنبه مرا به بازجويی بردند و متهم کردند که از داخل سلول فيلمبرداری کرده ام؛ که کذب محض است. و بعد تهديد کردند که تمامی اعضای خانواده ام را دستگير و به اوين منتقل خواهند کرد و دخترم را به بازداشتگاهی ناامن در رجائی شهر خواهند فرستاد و با اين حرف ها قدرت تجزيه و تحليل را از من سلب کردند."
اعتصاب غذای پناهی خشک است و خطرناک و خواسته هايش بسيار ساده و به حق:
۱. تماس و ديدار با خانواده و اطمينان کامل از سلامت آنها.
۲. حق داشتن وکيل بعد از ۷۷روز و مشورت با او.
۳. آزادی بدون قيد و شرط تا تشکيل دادگاه و صدور حکم قطعی.
ما به عنوان شماری از هنرمندان، روزنامه نگاران و فعالان ايرانی، ضمن ابراز همدلی با جعفر پناهی و ابراز نگرانی شديد در مورد سلامتی وی، بدينوسيله اعلام می کنيم که دستگاه های قضايی و امنيتی جمهوری اسلامی مسئول به خطرافتادن جان جعفر پناهی و هر اتفاق ناگوار ديگری هستند که در زندان برای اين هنرمند سرشناس پيش بيايد.
از اين رو از يک سو از مسئولان جمهوری اسلامی می خواهيم سريعا و بدون هيچ قيد و شرطی جعفر پناهی را که از مفاخر هنری کشورمان است، آزاد کنند واز سوی ديگر، خطاب مان به جعفر پناهی است که جان عزيز هنرمند را اين چنان به خطر نيفکند؛ اعتصاب خويش را بشکند و به ياد داشته باشد که ايران و هنر ايران زمين بيش از اينها به وی نياز دارد.
اسامی امضا کنندگان:
داريوش آشوری/ سيمين بهبهانی /حميد دباشی/ بهمن قبادی/ نوشابه اميری/ هوشنگ اسدی/ مهرانگيز کار/ احمد رافت / فرشته قاضی/ سامان رسول پور/ مازيار بهاری/ نيک آهنگ کوثر/ مانا نيستانی/ بابک پيامی/ شادی صدر/ آسيه امينی/ مسيح علی نژاد/ شهرام رفيع زاده/ سيد ابراهيم نبوی/ هادی قائمی/ فاطمه حقيقت جو/ جواد منتظری.
گویا نیوز
Posted at 6:16 PM | comments [0]
April 25, 2010

هنوز یک ماه از سال 1389 نگذشته است ولی در این یک ماه جامعه هنری ایران عزیزان بسیاری را از دست داده است . امروز متوجه شدم جامعه نقاشی و تصویر سازی ایران نیز عزیز دیگری را از دست داده است . نسرین خسروی را از نزدیک نمی شناختم ولی در ایران چندین بار نمایشگاه هایش را دیده بودم و فضای دل انگیز تصویر سازی هایش را بسیار دوست داشتم . متاسفانه سرکار خانم نسزین خسروی بعد از مبارزه ای بلند مدت با بیماری ریوی دیروز از بین ما رفتند . یاد و خاطره شان همیشه
جاوید باد . به همه دوست داران هنر ایرانی این فقدان را تسلیت می گویم .
مراسم خاکسپاری نسرین باحضور فرزندان و دوستان و آشنایان اودر روزیکشنبه 25 اپریل ساعت 5/12 تا 2 بعدازظهر در
آدرس زیر برگزار می شود. حضور همه ما در این مراسم , گرامیداشت هنرمند ارزنده ای است که زود از میان ما رفت ولی یادش در خاطر ما همیشگی است
Address: Marshal General Home , 10366 Yonge St, Richmond Hill
سه چراغ راهنمائی بعداز چهارراه میجر مکنزی
Posted at 7:51 AM | comments [0]
لینک
داوود منطق، متولد سال 1353، فارغ التحصیل نقاشی از دانشگاه هنر و عضو جامعه ی نقاشان ایرانی ست. وی تا کنون 11
نمایشگاه انفرادی و در حدود 20 نمایشگاه گروهی در تهران و سایر شهرها برگزار کرده است. داوود منطق در زمینه های دیگر هنری از جمله طراحی وب سایت، طراحی لوگو و پوستر، طراحی صحنه، تصویر سازی و عکاسی نیز فعالیت می کند.
از پانزدهم آوریل 2010 نمایشگاه آثار نقاشی داوود منطق در گالری کویین شهر تورنتو برگزار شده و این نمایشگاه تا 28 آوریل ادامه خواهد داشت. به بهانه ی برپایی این نمایشگاه با ایشان گفتگویی ترتیب داده ایم. در این گفتگو، داوود منطق ضمن اشاره به سابقه فعالیت های فرهنگی خود در مورد برپایی این نمایشگاه و فعالیت های هنری در خارج از ایران نیز توضیح داده اند.
Posted at 5:23 AM | comments [0]

مصاحبه با شهروند تورونتو
سرکار خانم فرح طاهری
نمایشگاه نقاشی داود منطق در گالری کوئین
“تمام کارهای این نمایشگاه را طی این پنج ماهی که در اینجا هستم، کشیدم. وقتی که در رختخواب دراز کشیده بودم و خاطرات گذشته و فرداهای نامعلوم را در ذهن مرور می کردم… اینها الهام بخش من بودند. در حالی که هنوز آتلیه ای نداشتم، با کمترین امکانات بهترین راه ثبت تصورات و خلاقیتم را یافتم… یکباره خود را در کانادا دیدم، در وضعیتی کاملا متفاوت… احساس می کنم بین امید و بیم معلق مانده ام. از کشوری آمده ام که حقوق بشر و دمکراسی برایش در اولویت نیست، و در کشوری هستم که آزادی بیان وجود دارد. پذیرش این تفاوت های فرهنگی و پشت سر گذاشتن آن شیوه ی زندگی که با آن به دنیا آمده و بزرگ شده ای، خود چالشی ست. دلتنگ دوستان، خانواده، لحظه های خوش و آن محیط آشنا هستم. می دانم که انطباق با زندگی جدید زمان می طلبد و سخت است. اینجاست که نقاشی برایم آرامش خاطر می آورد. نقاشی هایم بازتابی از آرزوها، خاطرات، رویاها، رنج ها و شادی هایم هستند…”
در بروشور گالری کوئین به مناسبت نمایشگاه انفرادی داود منطق، هنرمند نقاش، متن بالا به انگلیسی آمده است.
داود منطق متولد سال ۱۳۵۳ و فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه هنر در تهران است. او تاکنون در بیش از 26 نمایشگاه گروهی در ایران و اروپا و آمریکا شرکت داشته و نمایشگاه حاضر دوازدهمین نمایشگاه انفرادی اوست.
داود منطق از جوانان هنرمندی ست که به تازگی به جمع هنرمندان ایرانی ساکن تورنتو پیوسته و اولین نمایشگاه انفرادی او در خارج از ایران با عنوان “تصور کن همه ی مردم در صلح زندگی کنند (Imagine all the people living in peace) تا 28 اپریل در گالری کوئین ادامه دارد.
داود منطق این نقاشی ها را به گفته ی خودش با کمترین امکانات، یعنی ماژیک کشیده است.
از او می پرسم، حرفه ات نقاشی ست؟ می گوید: در سال 1375 که در رشته ی نقاشی از دانشگاه هنر فارغ التحصیل شدم، در کنار نقاشی به کار تدریس هنر و نقاشی و دروسی که در رابطه با تصویر هستند در کلاس های شخصی خودم و دانشگاه مشغول شدم. در بخش تبلیغات و طراحی صحنه و تئاتر و فیلم هم کار کرده ام. باید بگویم که کارم گرافیک است و نقاشی علاقه شخصی ام.
می گوید: هفت ماه است که به کانادا آمده ام. در حال حاضر مشغول درس خواندن و نقاشی کردن هستم و به طور آزاد کماکان کار گرافیک هم انجام میدهم.
تازه ترین کار این هنرمند، طراحی پوستر کنسرت رسیتال مهسا مداحیان بود که به زیبایی طراحی شده بود.
از داود منطق که هشت سال عضو انجمن نقاشان ایران و یک سال مدیر کمیته انتشارات انجمن نقاشان ایران بوده می خواهم از استادان تاثیرگذارش نام ببرد و او بلافاصله از محمدابراهیم جعفری و نصرت الله مسلمیان یاد می کند.
منطق درباره ی نوع نقاشی اش می گوید: نقاشی را می شود دسته بندی کرد به کارهای فیگوراتیو و آبستره(تجریدی). من اصولا نقاش فیگوراتیوی هستم و چون بحث سبک ها بحث گسترده ای ست از مطرح کردنش خودداری می کنم ولی کلاً باید بگویم از مایه های مدرن و پست مدرن در کارهایم استفاده می کنم.
این هنرمند درخصوص استقبال از نمایشگاه و نظر بازدیدکنندگان می گوید: روز افتتاح به دلیل مقارن شدن با رویدادهای دیگر جامعه ایرانی، استقبال زیاد خوب نبود ولی از سی بی سی می خواستند مصاحبه کنند که این نشان می دهد خبررسانی خوب انجام شده بود.
بسیاری از بازدیدکنندگان می خواستند بدانند این کارها چگونه انجام شده، برای همین قرار شد که یک ورک شاپ برگزار کنیم و به طریقی یک افتتاحیه ی دیگر داشته باشیم که حتما به اطلاعتان خواهد رسید.
کنجکاوم بدانم هنرمند حساس و تازه واردی که در افکارش، آینده با راز و رمزها و ناشناخته هایی آمیخته، آیا برای فرداهایش برنامه ای دارد؟
می گوید: من دو سه پروژه در ذهن دارم که الان که توانستم آتلیه ای برای خودم فراهم کنم و می توانم کار کنم می خواهم آنها را انجام دهم. مجموعه کاری به نام اعدام داشتم که آنها همه در ایران ماندند و نمی توانم بیاورم اینجا چون دچار دردسرم کرد. حدود یک سال قبل نمایشگاهی گذاشتم که آمدند آن کارها را از بین آثار دیگر جمع کردند و بردند. می خواهم آن مجموعه را ادامه دهم.
قبل از آمدن به کانادا در نورنبرگ آلمان بودم که مرکز هولوکاست جهانی هر سال آنجا مراسم یادبود برگزار می کند. طرحی دارم که به هولوکاست به معنای عام آن بپردازم تا شاید بتوانم تا سال آینده نمایشگاهی در آنجا برگزار کنم.
قرار است کلاس های طراحی و ورکشاپ هم در گالری کوئین برگزار کنم.
می پرسم که آیا او هم بین هنرمندانی که برای حمایت از جنبش مردم قبل از انتخابات نمایشگاهی برگزار کردند، بوده یا نه؟ می گوید:
یکی دو هفته قبل از انتخابات نمایشگاهی با حدود 400 ،500 هنرمند به حمایت از جنبش سبز برگزار شد که قرار بود درآمد حاصله از فروش آثار به کمپین آقای موسوی کمک شود. من هم کاری دادم که یک فرشته ی سبز بود. بعد از نمایشگاه هم هنرمندان نامه هایی چاپ کردند در اعتراض به اتفاقاتی که در ایران افتاده بود و من هم یکی از امضاکنندگان بودم. بعد از آن که من از ایران آمدم بیرون متوجه شدم که به اشکال مختلف برای افرادی که اسمشان در لیست بود مشکلاتی پیش آمده است.
داود منطق ضمنا خیال دارد که دوستان هنرمندش در ایران را به جامعه ی ایرانی اینجا بشناساند. او اولین مصاحبه اش را با سعید رفیعی منفرد در شهروند منتشر کرد. از او می پرسم مصاحبه با نقاشان ایران را می خواهی ادامه دهی، می گوید: بله. حتما می خواهم ادامه دهم تا ایرانیان این سو هم با هنرمندان جوان ایران و هم فضای هنری داخل ایران آشنا شوند. البته برای تماس با هنرمندان داخل ایران محدودیت هایی وجود دارد و با درنظر گرفتن همه ی جوانب باید انجام شود.
داود منطق، با اینکه خود امروزه در ساحل امن نشسته ولی دوستانش را در ایران فراموش نکرده و می گوید، همچنین می خواهم راهی پیدا کنم که جامعه کانادایی هم، هنر امروز ایران را بشناسد و در صورت امکان بشود از کارهای داخل در اینجا نیز نمایشگاه هایی برگزار کرد.
نمایشگاه داود منطق در گالری کوئین شماره 382 خیابان کوئین شرقی تا 28 اپریل ادامه دارد.
Posted at 5:11 AM | comments [1]
March 10, 2010
دفتر پیگیری وزارت اطلاعات، مدیر رسم را برای پاسخ به چند سوال احضار کرده است.
دلیل این مساله عنوان نشده است، فقط از مهدی صادقی خواسته شده تا فردا چهارشنبه به این دفتر مراجعه کند.
منبع خبر: سایت رسم
Posted at 7:31 AM | comments [0]
March 6, 2010
آفتابی طلب میکنم تاسایه شب بر هیچکس، نه من ونه او چادر غم نکشد . آفتاب که در آمد سایه ای از ما نمی ماند جز آنکه بودنمان را می آزماید .
Posted at 11:27 PM | comments [1]
February 8, 2010
هر آن کو خاطر مجموع و يار نازنين دارد سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد
حريم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستين دارد
دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمان است که نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد
لب لعل و خط مشکين چو آنش هست و اينش هست بنازم دلبر خود را که حسنش آن و اين دارد
به خواری منگر ای منعم ضعيفان و نحيفان را که صدر مجلس عشرت گدای رهنشين دارد
چو بر روی زمين باشی توانايی غنيمت دان که دوران ناتوانیها بسی زير زمين دارد
بلاگردان جان و تن دعای مستمندان است که بيند خير از آن خرمن که ننگ از خوشه چين دارد
صبا از عشق من رمزی بگو با آن شه خوبان که صد جمشيد و کيخسرو غلام کمترين دارد
و گر گويد نمیخواهم چو حافظ عاشق مفلس بگوييدش که سلطانی گدايی همنشين دارد
Posted at 7:13 PM | comments [0]
February 7, 2010
جمعی از هنرمندان و اهالی فرهنگ کشور در نامه ای سرگشاد نسبت به موج بازداشت همکارانشان در ماههای اخیر اعتراض کردند.
متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر است:
ششم دی ماه آروین صداقتکیش (منتقد و پژوهش گر موسیقی) و حامد رجبی (فیلمساز) در خیابان دستگیر شدند.
پانزدهم دی ماه بهرنگ تنکابنی، (سردبیر) و کیوان فرزین (مدیر مسئول) مجله ی تخصصی موسیقی «فرهنگ و آهنگ» در دفتر این نشریه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شدند.
بیست و یکم دی ماه محمدعلی شیرزادی (مستندساز) هنگام ورود به منزل اش دستگیر شد.
بیست و دوم دی ماه مهرانه آتشی (عکاس هنری) و همسرش مجید غفاری در منزل شان بازداشت شدند. از وضعیت این دو خبری در دست نیست.
سی ام دی ماه، لی لی فرهادپور (نویسنده و مادر بهرنگ تنکابنی) در حالی که فقط یک روز از مرخص شدن او از بیمارستان به علت عارضه ی قلبی می گذشت، در خانه بازداشت شد.
فرهنگ و هنر ایران را حضور اعضای آن معنا میبخشد. نمی توان از بالندگی ایران معاصر سخن گفت، آیندهاش را در سر پروراند و پارههای این تن را به بند کشید. نمی توان از تعهد اجتماعی گفت و رابطه ی هنرمند را با اجتماع سد کرد. هنرمند به اقتضای آن چه میکند شاهدی ست بر آن چه پیرامون اش می گذرد. ادراک روح زمانه حرفه ی اوست و این تنها با حضور او در جامعه ممکن میشود.
ما امضاءکنندگان این نامه خواستار آزادی همکاران خود هستیم. روشن شدن اتهام ، اطلاع دقیق از وضعیت کنونی آن ها، امکان ملاقات و برخورداری از وکیل انتخابی حداقل حقوق مسلم قانونی و انسانی ایشان است.
بقیه متن را از لینکhttp://www.nasimfarda.com/index.php?option=com_content&view=article&id=5212:1388-11-17-11-15-19&catid=44:notifications&Itemid=99 زیر بگیرید
Posted at 9:47 PM | comments [0]
January 30, 2010

۱. بیوگرافی مختصر و رزومه کوتاهی از خودتان بفرمایید (بدون شکسته نفسی لطفاً J)
اختیاری: اگر تمایل دارید محل سکونت و شغل فعلی تان را نیز ذکر کنید.
۲. تازگیها چه خبر؟ (روزهای گذشته مشغول چه کارهایی بودهاید یا چه چیزهایی ذهن شما درگیر کرده؟)
داود منطق متولد سال ۱۳۵۳ و فارغ التحصیل رشته نقاشی هستم در حال حاضر در کانادا زندگی میکنم و مشغول درس خواندن و نقاشی کردن هستم و به طور آزاد کماکان کار گرافیک هم انجام میدهم.
در روزهای اخیر بیشتر در حال خواندن و نقاشی کردن بودهام و چند کار شخصی گرافیکی هم انجام دادهام.
۳. اولین، آخرین، بهترین و بدترین کار حرفهای تان چه بوده؟
اولین کار گرافیکیام یک پوستر تئاتر و مربوط به تئاتری از مرحوم جهانگیر صمیمی فر بود و آخرین کار گرافیک هم مجموعهای از پوستر و کارت برای نمایشگاهی در تورنتو بوده است. کارهای خوب و بد زیادی داشتهام و همگی در جای خود باعث شدهاند که در جای فعلی باشم پس خیلی به آنها فکر نمیکنم. تنها امیدوارم از این به بعد کارهای بد کمتری داشته باشم.
۴- بهترین و بدترین تجربهتان در زندگی چه بوده؟
بهترین تجربهام سفرهایی بوده که رفتهام و بدترین غرق شدن در روز مره گی.
۵- بهترین و بدترین خاطره تان چه بوده؟
بهترین خاطراتم مربوط به دوران کودکیم است، زمانی که کمتر درگیر مسئولیتهای فعلی بودم و بیشتر وقت داشتم که خودم باشم و بدترین خاطراتم گرفتن دستمزد کار گرافیکی یا اصولا هنری در ایران. اکثرا بیشتر از انرژی ای که برای کار کردن صرف میکردم باید انرژی مصرف میکردم تا حق خود را بگیرم. خوشبختانه مدتی است که این خاطره بد را کمتر تجربه میکنم.
بقیه گفتگو را در وب سایت خودنویس مطالعه کنید
Posted at 6:37 PM | comments [0]
December 27, 2009
هر چند وبلاگ من بیشتر برای بیان نظرات شخصی و خبر رسانی نقاشی و گرافیک ساخته شده ولی این روزها واقعا حوصله نوشتن این مطالب برایم باقی نمانده ... این روزها تشت رسوایی حکومت به اصطلاح اسلامی از بام به زمین افتاده است . چه خونهایی امروز بی گناه بر زمین ریخته شد همان روزی که سالهاست این حکومت
گران از آن به عنوان روز حرام یاد می کنند . نمی دانم چه در انتظار این مردم است ولی فقط در این لحظات گریانم از اینکه مردمم بی دلیل کشته می شوند
Posted at 10:02 PM | comments [0]
November 14, 2009
به نقل از سایت اعتماد
اين روزها دوبي به دروازه هنري جهان عرب تبديل شده است. از برپايي جشنواره مطرح سينمايي که بگذريم، برگزاري نمايشگاه ها و
حراجي هاي مختلف رونق خاصي به اين منطقه داده است. در اين ميان موسسه کريستي که مرکزيت آن در شهر لندن است و 243 سال
قدمت دارد، يکي از فعال ترين شعبات خود را در اين شهر مستقر کرده تا به اين ترتيب همزمان هنر کشورهاي خاورميانه، شمال آفريقا،
هند و پاکستان را به خريداران و مجموعه داران و علاقه مندان هنر عرضه کند. نکته مهم اين حراج، حضور آثار هنري ايراني است. در
حقيقت ايران و هنر معاصر آن يکي از نگين هاي درخشان اين حراج و اين دروازه هنري است. نخستين حراج کريستي در خاورميانه
آوريل 2005 برگزار شد و از آن تاريخ مجموعه يي از نفيس ترين و بهترين آثار هنري معاصر و مدرن بين المللي را ارائه داده است.
هفته گذشته هفتمين دوره اين حراج برگزار شد و شماري از هنرمندان ايراني همچون حسين زنده رودي، پرويز تناولي، افشين پيرهاشمي،
مسعود عربشاهي و... رکورد هاي قابل قبولي از خود بر جا گذاشتند. حراج روز 27 اکتبر در محل هميشگي آن واقع در برج هاي
دوقلوي امارات برپا شد، در حالي که دوبي همچنان گرم، پرحرارت و در انتظار بهتر شدن آب و هواي بد اقتصادي بود. روزهاي برپايي
حراج، آثار خستگي و بي خوابي در چهره و صداي چند نفر از بقيه بيشتر مشهود است. يکي از آنها ويليام لاوري کارشناس ارشد هنر
معاصر ايران، عرب و آفريقاي موسسه کريستي است. لاوري فارغ التحصيل تاريخ هنر اسلامي از دانشگاه ادينبورگ است و در زمان
تحصيل چندين بار به خاورميانه و ايران سفر کرده است. او از سال 2004 به دپارتمان هنر اسلامي موسسه حراج کريستي در لندن
پيوسته و اولين بار در آوريل 2005 شعبه کريستي را در دوبي تاسيس کرده است. نکته جالب در زندگي لاوري آن است که براي آشنايي
بيشتر با هنر ايراني و اسلامي يک سال در مصر اقامت گزيده و به يادگيري زبان عربي پرداخته است. علاقه او به هنر ايران و اسلام
سبب شده مدام در حال رفت و آمد از لندن به خاورميانه باشد. فرصتي دست داد تا از نزديک گفت وگويي با او ترتيب دهيم. متن اين گفت
وگو را که با همکاري عليرضا اميرحاجبي تنظيم شده در ادامه مي خوانيد.
---
-موسسه کريستي در حراج هفتم خود در دوبي اقدام به بالا بردن برآوردهاي اوليه قيمت آثار هنرمندان عرب، ترکيه و هند کرد. به اعتقاد برخي کارشناسان اين حرکت ريسک خطرناکي بود که در اين آب و هواي بد اقتصادي، برآوردهاي 300 تا 800 هزار دلاري براي آثار هنرمندان منطقه در نظر بگيريم. شما با اين نظر موافق هستيد؟
چيزي که در حراج امسال رخ داد اين بود که قيمت برخي آثار در مقايسه با سال قبل بالاتر نرفت و ثابت ماند اما قيمت آثار هنرمندان اصلي و مهم بالا رفت. در کل من فکر مي کنم بازار کمي پايين کشيد که اين محسوس بود. البته اين امر نسبت به سال 2008 قابل پيش بيني بود. بايد بگويم سياست ما در اين دوره، برگشت قيمت ها به سال هاي 2005 تا 2007 بود.
-ولي اين برگشت قيمت ها چندان موفق نبود.
من فکر مي کنم ما بايد واقعيت ها را بپذيريم. خب اين مساله نسبت به سال 2008 قابل پيش بيني بود، يعني ما ممکن نبود شاهد فروش ميلياردي چند اثر (همچون آوريل 2008) باشيم، ولي معتقدم در کل حراج موفقي داشتيم. لااقل اين حراج نسبت به حراج قبل موفق تر بود. کيفيت آثار مرتباً در حال ارتقاست که اين مساله را مي توان با مطالعه روي آنها دريافت. يادمان نرود که تمام اينها در حالي رخ مي دهد که ما از سال 2008 ميلادي شاهد بحران اقتصادي بدي هستيم. همان طور که شما اشاره کرديد اين بحران تمامي تبادلات مالي و اقتصادي دنيا را تحت تاثير قرار داده و بازار هنر هم از آن مصون نيست.
-در حراج اين دوره آثار شماري از هنرمندان خصوصاً هنرمندان ترک فروش نرفت و Unsold شد. نظرتان در اين باره چيست؟
ما در اين حراج شاهد فروش 77 درصد آثار بوديم. بنابراين تنها 23 درصد از آثار فروش نرفت و Unsold شد. ولي باز تاکيد مي کنم آثار اين فصل به لحاظ قيمت گذاري در سطح مناسب و مطلوبي قرار داشت. استانداردها واقعاً بالا رفت. براي مثال اثر افشين پيرهاشمي با قيمت فوق العاده يي به فروش رفت، يعني 140 هزار دلار. نقاشي پيرهاشمي از همان گروه نقاشي هايي بود که قيمت پايه شان با قيمت فروش رفته متفاوت بود و فاصله بسياري داشت و اين امر نکته خيلي مهمي است و نبايد به سادگي از آن بگذريم.
-به افشين پيرهاشمي اشاره کرديد. ما در اين حراج شاهد چکش خوردن اثر او به ميزان سه برابر بيشتر از برآورد اوليه (40 تا 60 هزار دلار) بوديم. نظرتان درباره اين نقاش چيست؟
پيرهاشمي با اينکه هنرمند جواني است، اما چهره يي بين المللي دارد. کيفيت آثار او در حد مطلوبي است و حتماً مي دانيد آثارش طرفداران زيادي در نقاط مختلف دنيا دارد. از اين رو زياد مايه تعجب نخواهد بود اگر اثري از اين نقاش ناگهان به سه برابر برآورد اوليه فروش برود. من فکر مي کنم پيرهاشمي پديده اين دوره حراج کريستي بود.
-به رغم برآوردهاي بالا براي آثار عرب ها، ترک ها و هندي ها در مقايسه با آثار ايراني ها، اما سرانجام ديديم آثار آنها در مرز برآورد اوليه ماند و حتي برخي از آنها هم که اصلاً به فروش نرفت. چرا برآوردهاي آثار ايراني ها را پايين گرفتيد؟
شما فکر مي کنيد اين طور بود؟ واقعاً؟، آيا فکر مي کنيد در نظر گرفتن قيمت پايه به ميران صد هزار دلار براي يک اثر ايراني پايين است؟
-خب بله، ايراني ها در تاريخ کريستي در دوبي رکورد دارند. تناولي با فروش 5/2 ميليون دلاري اثر خود هنوز رکورددار است و همين طور زنده رودي و احصايي. در حالي که امسال بالاترين برآورد اثر ايراني 180 تا 250 هزار دلار و متعلق به زنده رودي بود و اثر احمد مصطفي 600 تا 800 هزار دلار قيمت گذاري شد.
آنچه مي شود درباره اين صحبت شما گفت اين است که تمام بازار هنر خاورميانه در بخش قيمت گذاري برگشته به سال هاي 2005 ، 2006 و 2007. اما نسبت به ساير کشورها من فکر مي کنم قيمت آثار ايراني ها همچنان قوي باقي مانده. قبول دارم که قيمت پايه آثار ايراني ها از سال 2008 پايين تر بود، اما بايد بگويم در ميزان فروش تغيير قابل ملاحظه يي مشاهده نمي شود. با اينکه همچنان نوعي رکود در بازار هنر احساس مي شود، اما در بخش آثار ايراني شاهد فروش خوب آثار بوديم و قيمت ها کاملاً متوازن و متعادل است. اين نکته مهمي درباره هنر ايران است که به تعادل خوبي رسيده است.
-موسسه کريستي براي تابلوي احمد مصطفي برآورد 600 تا 800 هزار دلار را در نظر گرفت، اما گويا اين اثر نتوانست انتظار اين موسسه را در فروش فراهم آورد...
اثر احمد مصطفي به قيمت 660 هزار دلار فروش رفت که کمي بيشتر از قيمت پايه بود. با حرف شما موافقم، با اين حال اين را هم اضافه کنم که او همچنان رکورد هنر عرب را در دست دارد که من از اين بابت خوشحالم.
-معمولاً معيار شما براي انتخاب آثار در حراج چيست؟
ما معمولاً دو شيوه براي انتخاب آثار داريم؛ يک شيوه انتخاب آثار هنرمندان به اصطلاح پرطرفدار است؛ هنرمنداني که ثابت کرده اند مردم و مشتريان به خريد آثارشان تمايل دارند. در عين حال شماري از آثار را هم از ميان کارهاي هنرمنداني که پتانسيل لازم را دارند، برمي گزينيم. اين دسته از هنرمندان معمولاً آثار باکيفيتي ارائه مي دهند. بنابراين ما در حراج با ترکيبي از هنرمندان عامه پسند و نخبه پسند روبه رو هستيم و بايد هر دو دسته را هم مد نظر داشته باشيم.
-شما اولين بار در سال 2005 شعبه حراج کريستي را در دوبي تاسيس کرديد. آيا آن زمان فکر مي کرديد اين شهر بتواند در ظرف مدتي کوتاه به يکي از شعبات پراقبال و موفق موسسه کريستي تبديل شود؟
خب آن زمان حدس هايي در اين رابطه پيش خودمان مي زديم، اينکه بتوانيم شعبه موفقي داير کنيم تا بتواند به پاي شعبه هنگ کنگ برسد. اميدوار بوديم اين اتفاق در دوبي و خاورميانه بيفتد و روي همين پشتوانه، توجه مان به اين حوزه اقتصادي يعني دوبي معطوف شد. از اين رو حساب کاملاً ويژه يي روي حراج دوبي باز کرديم. حدس مي زديم شعبه يي که در اينجا افتتاح مي شود به مکاني براي ملاقات با مشتريان و برگزاري نمايشگاه هاي مختلف تبديل خواهد شد، درست مثل شعبه هاي هنگ کنگ، لندن و پاريس. به هر حال تصميم مان به سرعت عملي شد و ما با استقبال بسياري از کارشناسان مواجه شديم. همين استقبال ها به ما شجاعت داد که به ادامه کار حراج مصر و اميدوار باشيم.
-آيا از نتيجه حراج امسال راضي هستيد؟
بله، از نتيجه حراج راضي ايم. 77 درصد آثار فروش رفته که رقم قابل ملاحظه يي در شرايط فعلي است. در مجموع در اين حراج شش ميليون و 720 هزار دلار فروش داشتيم، در حالي که در حراج قبلي فروش مان چهار ميليون و760 هزار دلار بود. ما مشترياني داريم که در جست وجو و چشم انتظار آثار برجسته خاورميانه هستند.
-با توجه به اين آب و هواي بد اقتصادي، برنامه و استراتژي تان براي حراج بعدي چيست؟
ما در حراج آينده روي تقاضاي مشخص مشتريان تمرکز خواهيم کرد. اميدوارم در حراج بعدي، جسارت قيمت گذاري ها نسبت به کيفيت آثار بالاتر رود. فکر مي کنم در اين آب و هواي بد اقتصادي تنها چيزي که حراج را موفق و سرپا نگه مي دارد، کيفيت آثار است. ما در فاصله حراج قبل تا حراج اخير متوجه شديم بعضي آثار به لحاظ کيفي تغييري نکرده است و در عوض آثار تعدادي از هنرمندان کيفيت بهتري يافته که اين خود نوعي اعتماد را براي خريداران به وجود مي آورد.
Posted at 2:07 AM | comments [0]